پنجشنبه دهم مرداد 1387
تو قلب حیدر قدم زنان می خونم یا زهرا دوست دارم یه روز بمیرم اگه اقام اجازه بده
راضی ام بمیرم ارباب اگه پام وا بشه بین الحرمین
شاهی همه عالم سر سفرت نشستن جان اخا جان اخا به فدای لب عطشان تو
بس دیگه فاصلمون حسین ارباب مهربون شاه عالم قاتلت داره می خنده
دوباره چشممو گریون می بینم انگاری یه خواهری پر سوز و اه
یا ابا عبدالله (عربی) ما ارزو داریم روز تاسوعا کربلا باشیم
روح الله تویی عین الله تویی همه هستی من ثارالله تویی
کفر زلف تو دل و دین برده از دستم
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 0:29 | لینک
|


